دست کم ۳۰ مدل کسب‌وکار مختلف را می‌توان برشمرد که در قسمت اول به توضیح ۱۰ مورد از آن‌ها پرداختیم و در این قسمت به توضیح ۱۴ مدل دیگر می‌پردازیم. در قسمت سوم نیز شش مدل دیگر را بررسی خواهیم کرد. شایان ذکر است برخی از این مدل‌ها معادل فارسی ندارند و در این مطلب سعی نشده برای آنها معادل‌سازی شود. از طرفی بهتر است همه این موارد را به فارسی ترجمه نکرده و از همان واژه انگلیسی برای معرفی آنها استفاده کنیم.

 

Aggregator

مدلی شبکه‌ای است که طی آن شرکت اطلاعات مربوط به یک کالای خاص یا خدمت را در محلی مانند وب‌سایت یا برنامه موبایلی جمع‌آوری می‌کند و با تبدیل ارائه‌کنندگان آن کالا یا خدمت به شرکای کاری خود، آن موارد را تحت نام خود به فروش می‌رساند.

مثال:  Uber, Airbnb

 

بازار آنلاین

بازار آنلاین مدلی است که در آن اطلاعات مربوط به ارائه‌کنندگان کالا و خدمات متنوع که می‌توانند رقبای یکدیگر نیز باشند را جمع‌آوری می‌شود و امکان مقایسه و خرید برای متقاضی به‌وجود می‌آید. بازار آنلاین از طریق فاکتورهای گوناگونی همچون ایجاد اعتماد، ارسال رایگان و به موقع و ... به برند خود شکل و اعتبار می‌بخشد و با دریافت کمیسیون از فروش، کسب درآمد می‌کند. آمازون مثال بارزی برای این مدل کسب‌وکار است. باید توجه داشت برخی کسب‌وکارها هستند که در بیش از یک مدل کسب‌وکار قرار می‌گیرند.

 

تبلیغات

در این مدل کسب‌وکار، اطلاعاتی به صورت رایگان در اختیار مخاطب قرار داده می‌شود و در کنار آن از طریق تبلیغات مختلفی که نمایش داده می‌شوند، درآمد کسب می‌شود. برای مثال یوتوب و فوربز از این مدل کسب‌وکار نیز استفاده می‌کنند.

 

 فروش داده و اطلاعات

با تولد اینترنت و گسترش آن اطلاعات زیادی از سوی کاربران مختلف منتشر می‌شود که این امر سبب به وجود آمدن مفهوم جدیدی در مدل‌های کسب‌وکار شده که طی آن داده‌ها و اطلاعات به دست آمده به فروش می‌رسند. شرکت‌هایی مانند توئیتر اطلاعات کاربران خود را به شرکت‌های دیگری می‌فروشند تا با تحلیل آن داده‌ها در موضوعات تبلیغاتی، تحلیلی و سایر موارد از آن‌ها استفاده کنند.

 

آژانس‌ها

در این مدل یک شرکت به عنوان شریک تجاری در فعالیت‌هایی که موضوع اصلی کار شرکتِ اصلی نیست با آن همکاری می‌کند. بسیاری از شرکت‌ها برخی فعالیت‌های خود را برون‌سپاری می‌کنند. شرکت‌هایی که انجام این فعالیت‌های برون‌سپاری شده به آنها واگذار می‌شود آژانس نام دارند. فعالیت‌هایی از قبیل تبلیغات، روابط‌عمومی و ... مواردی هستند که فعالیت اصلی شرکت‌ها نیستند لذا رسیدگی به این امور به شرکت‌هایی سپرده می‌شود که به صورت تخصصی این فعالیت‌ها را انجام می‌دهند. شرکت‌هایی مانند Ogilvy & Mathers از این دسته هستند.

Affiliate Marketing  بازاریابی پیوسته

در این مدل یک شرکت کار خود را حول محور کالا و خدمات شرکتی دیگر طراحی می‌کند و به طریقی مخاطبان خود را به استفاده از کالا و خدمات شرکتی دیگر ترغیب کرده و در قبال این امر در برابر هر فروشی که از طریق او انجام گرفته باشد، کمیسیون دریافت می‌کند.

مثال: lifewire.com

 

Dropshipping   

در این مدل، محلی مجازی برای فروش کالا دارد اما هیچ کالایی در اختیار شرکت قرار ندارد. در این مدل، سفارش‌گیری از طریق درگاه انجام می‌شود و کالا از طریق واسطه از تولیدکننده خریداری شده و به متقاضی اصلی فروخته می‌شود.

 

Crowdsourcing

در این مدل کاربران برای کسب‌وکار ارزش افزوده ایجاد می‌کنند و برای موفقیت آن از چند مدل دیگر به صورت همزمان استفاده می‌شود. ویکی‌پدیا یکی از مثال‌های این مدل کسب‌کار است که از کاربران برای تهیه و ویرایش مقالات خود استفاده می‌کند.

 

مدل P2P یا نظیر به نظیر

در این مدل که مبتنی بر اینترنت است دو طرف (خریدار و فروشنده) از طریق یک درگاه به صورت مستقیم با یکدیگر در ارتباط هستند و کالا و خدمات موردنظر خود را داد و ستد می‌کنند.

مثال: Airbnb

 

Blockchain

این مدل غیرقابل دستکاری، غیرمتمرکز و بر بستر دیجیتال است. یک پایگاه داده آنلاین که هیچ صاحب مشخصی ندارد و همه می‌توانند به توسعه آن کمک کنند. خیلی از شرکت‌ها از این مدل برای توسعه کسب‌وکارهای خود استفاده می‌کنند. کسب‌وکارهایی که براساس این مدل کار می‌کنند به صورت متمرکز توسط یک یا چند نهاد خاص تحت نظارت قرار ندارند.

 

SAAS (Software As A Service), IAAS (Infrastructure As A Service), PAAS (Platform As A Service)

در این مدل شرکت‌ها نرم‌افزارها، بسترهای دیجیتال و یا زیرساخت‌های خود را در اختیار متقاضیان قرار داده و هزینه‌ای دریافت می‌کنند. شتاب‌دهنده‌ها از این مدل کسب‌وکار استفاده می‌کنند.

 

High Touch

به کسب‌وکارهایی گفته می‌شود که تعامل و ارتباط گسترده انسان‌ها با یکدیگر در آنها وجود داشته باشد و ارتباط میان فروشنده و خریدار تاثیر اساسی در درآمدهای شرکت داشته باشد مانند سالن‌های زیبایی و شرکت‌های مشاوره مالی.

 

Low Touch

در مقابل دسته قبلی که ارتباط زیادی بین فروشنده و خریدار وجود داشت در این مدل کمترین میزان ارتباط بین فروشنده و خریدار وجود دارد. با توجه به اینکه در این مدل نیازی به استخدام تعداد زیادی نیروی فروش نیست بنابراین هزینه‌ها در آن کاهش می‌یابند. این شرکت‌ها همچنین به سرمایه‌گذاری در توسعه فناوری‌ها می‌پردازند تا هرچه بیشتر با کاهش ارتباطات، تجربه بهتری را برای مشتری رقم بزنند.

 

منبع

صاحب اثر: تولید محتوای گروه جاوید

مدت زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

نظرات

برای این مطلب نظری ارسال نشده است.

ارسال نظر