تیر برو، باد بیا، غم برو، شادی بیا                                           محنت برو، روزی بیا، خوشه مرواری بیا

 

فرهنگ ایرانی پر است از جشن‌ها و آئین‌هایی که به مناسبت‌های گوناگون و در فصل‌های مختلف سال برگزار می‌شده است. آنچه که در اغلب این جشن‌ها به چشم می‌خورد نوعی شادی درونی و نشاط گروهی است که با ذات ایرانیان قرین گشته است. جشن تیرگان به همراه نوروز و مهرگان و سده از جمله مهمترین جشن‌های ایرانیان است که در گذشته برای ایرانیان اهمیت وافری داشت و این جشن را با شکوه و زیبا برگزار می‌کردند. ایرانیان باستان تیرگان را در روزِ تیر از ماه تیر یعنی سیزدهم تیر به مناسبت تیراندازی آرش کمانگیر جشن می‌گرفته‌اند.

در فرهنگ دهخدا ذیل مدخل تیرگان آمده است: تیرگان نام روز سیزدهم است از تیرماه. گویند در این روز منوچهر با افراسیاب صلح کرد. حُکما تیری ساختند از روی حکمت و در وقت طلوع آفتاب آرش آن تیر را بر کمان نهاده از جبال طبرستان به طرف مشرق انداخت بعد از تفحص بسیار روز سیزدهم در کنار آب آمویه (آمودریا یا جیحون) یافتند. جشن روز تیر از ماه تیر.

ابوریحان بیرونی نیز در کتاب آثار الباقیه نوشته است که تیرگان روز بزرگداشت نویسندگان در دوران باستان بوده و روزی است که کیخسرو، شاه ایران بعد از شستشوی خود در چشمه ناپدید می‌شود.

 

روایت اول از جشن تیرگان

تیشتر، فرشته باران است که در ده روز اول ماه به ‌صورت جوانی ۱۵ ساله درمی‌آید و در ۱۰ روز دوم به‌صورت گاوی نر و در ده روز سوم به‌ صورت اسب. تیشتر به شکل اسب زیبای سفید زرین‌گوشی، با ساز و برگ زرین، به دریای کیهانی فرو رفت. در آنجا با دیو خشکسالی «اپوش» که به شکل اسب سیاهی بود و با گوش و دم سیاه خود ظاهری ترسناک داشت، روبه‌رو شد. این دو به مدت سه شبانه‌روز با یکدیگر جنگیدند. تیشتر در این نبرد شکست خورد و به نزد خدای بزرگ آمده و از او یاری خواست. به خواست و قدرت پروردگار، این بار بر ابلیس خشکسالی پیروز شد و آب‌ها توانستند بی‌مانع به مزارع و چراگاه‌ها جاری شوند.

 

روایت دوم از جشن تیرگان

میان ایران و توران سال‌ها جنگ و ستیز بود. در نبرد میان افراسیاب و منوچهر شاه ایران، سپاه ایران شکست سختی می‌خورد که این واقعه در روز اول تیر اتفاق می‌افتد. سپاه ایران که در مازندران به تنگنا می‌افتد، دو سوی نبرد به سازش در آمدند و برای آنکه مرز دو کشور مشخص شود و ستیز از میان بر خیزد، پذیرفتند از مازندران تیری به جانب خاور پرتاب کنند هر جا تیر فرود آمد همان جا مرز دو کشور باشد و هیچ یک از دو کشور از آن فراتر نروند تا در این گفتگو بودند فرشته زمین اسفندیارمذ پدیدار شد و فرمان داد تیر و کمان را آوردند.

آرش در میان ایرانیان بزرگترین کماندار بود و به نیروی بی‌مانندش تیر را دورتر از همه پرتاب می‌کرد. فرشته زمین به آرش گفت تا کمان را بردارد و تیری به جانب خاور پرتاب کند. آرش دانست که پهنای کشور ایران به نیروی بازو و پرش تیر او بسته است و باید توش و توان خود را در این راه بگذارد. آرش خود را آماده کرد برهنه شد و بدن خود را به شاه و سپاهیان نمود و گفت ببینید من تندرستم و کَژی در وجودم نیست ولی می‌دانم چون تیر را از کمان رها کنم همه نیرویم با تیر از بدن بیرون خواهد آمد. آن گاه آرش تیر و کمان را برداشت و بر بلندای کوه دماوند بر آمد و به نیروی خداداد تیر را رها کرد و خود بی‌جان بر زمین افتاد. هرمز خدای بزرگ به فرشته باد فرمان داد تا تیر را نگهبان باشد و از آسیب نگه دارد. تیر از بامداد تا نیمروز در آسمان می‌رفت و از کوه و در و دشت می‌گذشت تا در کنار رود جیحون بر تنه درخت گردویی که بزرگتر از آن در گیتی نبود نشست. آن جا را مرز ایران و توران جای دادند و هر سال به یاد آن جشن  گرفتند. جشن تیرگان در میان ایرانیان از این زمان پدیدآمد.

تاریخ برگزاری جشن تیرگان در تمام شهرها یکسان نیست. در بعضی از مناطق در دهم تیر برگزار می‌شود ولی انجمن کوهنوردی ایران این جشن را در سیزدهم تیر برگزار می‌کند. جشن تیرگان در دامنه‌های دماوند در شهر رینه، لاریجان و آمل برپا می‌شود. در استان مازندران نیز این روز به (تیرماه سیزده شو) معروف است و در شب 13 آبان برگزار می شود. در فراهان، مردم این جشن را روز اول تابستان و بیشتر در ستایش از گندم و به عنوان جشنی برای برداشت گندم برگزار می‌کنند.

 

منبع ۱

منبع ۲

صاحب اثر: تولید محتوای گروه جاوید

مدت زمان مطالعه: شش دقیقه

نظرات

برای این مطلب نظری ارسال نشده است.

ارسال نظر