چگونه به یک کارآفرین خوب تبدیل شویم؟/ قسمت اول

۱۷ بهمن ۱۳۹۷
164 بازدید

سایت گروه جاوید– کسی که کسب و کاری را مدیریت می‌کند، چه اینکه نماینده‌ای از یک کسب و کار کوچک باشد و یا یک شرکت چند ملیتی با پوشش جهانی و حتی به‌عنوان کارآفرینی کارآمد، یک تاجر –صاحب کسب و کار– به حساب می‌آید. موفقیت در این زمینه را می‌توان با توجه به دست‌آوردهای شخصی یک تاجر و سلامت کلی کسب و کاری که شخص در آن مشارکت دارد، محاسبه کرد. این دو جنبه به شدت به یک‌دیگر وابسته‌گی عمیقی دارند؛ زیرا موفق بودن یک کسب و کار و دستیابی به اهداف شرکت‌ها، با فعالیت‌هایی که شخص برای موفقیت خود انجام می‌دهد، شروع می‌شود.

تجربه لازم را به دست آورید

خودتان را شکل دهید یا به زبان ساده‌تر، خودتان باشید. این بسیار اهمیت دارد که شما اصول اولیه فعالیت خود را بشناسید. لزومن نیازی هم به گرفتن مدرک MBA نیست. با این حال، برای بسیاری از کارفرمایان بالقوه، درجه عالی تحصیلات ممکن است یک پیش‌شرط‌ باشد. دوره‌های مدیریت کسب و کار را بگذرانید؛ در صورتی که وقت لازم را ندارید، می توانید در کلاس‌های شبانه شرکت کنید؛ این کار عزم جدی کارفرمایان را برای یادگیری نشان خواهد داد؛ و بعد از آن می‌توانید مدرکتان را در رزومه‌ خود اضافه کنید. به‌هر‌حال همه از یک جایی شروع می‌کنند!

      دانشکده:

به نظر می‌رسد که مدرک مدیریت کسب‌وکار، گزینه‌ای مناسب برای یک تاجرِ آینده است، اما این را به‌خاطر بسپارید که باید درمورد زمینه‌های فعالیتتان که در آن مشغول هستید، قبل از انتخاب بخش مورد علاقه‌تان، مطلع شوید. در برخی موقعیت‌ها، شما فقط علاقه به گرفتن یک مدرک تخصصی خواهید داشت؛ برای همین، پیشنهاد ما به شما این است که پیش از اینکه دست به انتخاب بزنید، خودتان را خوب بشناسید و تکالیفتان را به نحو احسن انجام دهید.

       مدارس تجارت:

اگر شما به یک شرکت خاص علاقه‌مند هستید، می توانید به دنبال تخصصتان بروید و کارتان را در آن شرکت شروع کنید.

      کنفرانس‌ها و سمینارها:

گوش دادن به راهنمایی‌های افراد موفق در زمینه‌ کاری‌شان می‌تواند جالب باشد. در مورد کنفرانس‌ها در دانشگاه‌های شهر خود اطلاعات کسب کنید و یا پیگیر رویدادها و سمینار‌هایی باشید که در نزدیکی محل سکونتتان برگزار خواهد شد. مواردی که در این جلسات به آن‌ها اشاره می‌شود و تجارب متخصصانی در حوزه صنعت که در این مکان‌ها دور هم جمع می‌شوند، بسیار مهم است و به شما کمک می‌کند. این جلسه‌ها را از دست ندهید؛ حتی اگر قبلن درباره‌شان شنیده‌اید و یا فکر می‌کنید مسیری که آن‌ها رفته‌اند، بسیار طولانی است و شما بهترش را بلدید!

 سخت و با جدیت کار کنید

برای موفقیت در دنیای کسب و کار، باید هر روز به معلوماتتان اضافه کنید. منابع زیادی در اینترنت وجود دارند که امکان یادگیری عمیق‌تری را به شما می‌دهند. پس یاد بگیرید؛ حتی اگر پس از انجام تکالیف خود، وقت استراحت کمتری داشته باشید (یا حتی بعد از کار کردن). یادتان باشد که هرگز بر روی افتخارات خود ساکن نمانید و همیشه به گام‌های فراتر فکر کنید.

امروزه، بسیاری از کارفرمایان، به مهارت‌ها و تخصص‌هایی که دانشجویان با تحصیلات تکمیلی به دست آورده‌اند، بیشتر اهمیت می‌دهند و جزئی از اولویت‌هایشان قرار گرفته است. توصیه ما به شما این است که به دنبال رزومه، برای موقعیت‌های شغلی مورد نظرتان باشید و برای توسعه‌ این مهارت‌ها، اوغات فراغتتان را صرف یادگیری کنید.

این تلاش‌ها نباید در هزینه‌های جاری شما در جنبه‌های دیگر زندگی‌تان تأثیر بگذارند. با گذشت زمان، شما در ازای سخت‌کوشی‌تان پاداش خوبی می‌گیرید و این به قدری انگیزه‌ دهنده است که در آینده، عادات بهتری برای زندگی و مهارت‌هایتان پیدا می‌کنید.

   از یک مربی مشاوره بگیرید:

رابطه برقرار کردن با یک حرفه‌ای، که شغلتان را تحسین می‌کند، یکی از اِلِمان‌های مستقیم و کارآمد شبکه است. ایجاد این ارتباط ممکن است کمی مشکل به‌نظر برسد، اما سعی کنید از امکانات خود استفاده کنید و با شخصی که در نزدیکی‌تان وجود دارد و دسترسی به او راحت است، تماس بگیرید و از او درخواست کنید که با شما جلسه بگذارد. برخی از سؤالات مربوط به جلسه‌تان را آماده کنید. سؤال‌هایی از این دست: «چگونه و از کجا شروع کرده‌اید؟»، «آیا در مدارس کسب و کار تحصیل کرده‌اید؟»، «آیا این اولین تلاش شما در منطقه‌ بوده است؟»

اگر یکی از همکاران یا دوست خانواده‌گی‌تان در بخش مورد علاقه شما کار می‌کند، حتمن از او بخواهید تا جلسه‌ای را ترتیب بدهد.

اگر می‌خواهید با یک پیمانکار در منطقه خود ملاقات کنید، به راحتی می‌توانید به دفتر مرکزی محل کار او رفته و درخواست جلسه بدهید. خودتان را به‌عنوان یک تاجر کسب و کاری که در حال یادگیری است، معرفی کنید و از او بخواهید تا چند دقیقه از وقتش را به موضوع مورد بحث شما اختصاص بدهد.

در زمان تحصیل، می‌توانید از استادتان بخواهید تا بعنوان مربی، شما را همراهی کند. هرگز ثروت دانشی که در دانشگاه به دست آورده‌اید را نادیده نگیرید و این طرز فکر را کنار بگذارید که فراگیری دانش فقط باید در طول کلاس انجام شود. رویکرد استاد خود را برای مشاوره در طول ساعاتی که با او سپری می‌کنید، بپرسید.

برخی از شرکت‌ها، با به‌کار‌گیری مربی‌های حرفه‌ای در داخل مجموعه، برنامه‌هایی را تدارک می‌بینند تا کارکنان تازه‌کار را به کارکنان با تجربه وصل کنند. از این برنامه‌ها لذت ببرید و آن‌ها را برای یک‌بار، اما به‌عنوان یک فرصت خوب و کارآمد برای یادگیری و بهبود دانش و اوضاع کسب و کار تجربه کنید و بهره ببرید.

کارآموزی کنید:


اگر تجربه کافی ندارید، از کارآموزی استفاده کنید تا بتوانید روی پای خود بایستید. پستی که بابتش پولی به شما پرداخت نمی‌شود را رد نکنید. ممکن است با همان کار درهای موفقیت به رویتان باز شود. یقین داشته باشید بابت ساعات کاری‌تان در نهایت دستمزد دریافت می‌کنید. کارآموزی، این اجازه را به دانشجویان می‌دهد تا پیوندهایی با حرفه‌ای‌های فعال در بخش‌هایی که مورد علاقه‌شان است، داشته باشند. بابت هر شغل کم هزینه‌ای، یک‌روزی در دنیای کسب و کار باید هزینه بشود. شما نمی‌توانید به این امیدوار باشید که بدون داشتن چندسال تجربه کسب کردن، بتوانید در این مسیر موفق شوید.

  از طرفی، با دقت و هوشمندی، کارآموزی‌های بدون دستمزد را که به هیچ‌وجه اندوخته‌ای برای شما ندارد و منجر به باز شدن درهای موفقت نمی‌شود، رد کنید.

چگونه به یک کارآفرین خوب تبدیل شویم؟

عادت‌هایتان را تغییر دهید

وظایفتان را به ترتیب اولویت انجام دهید

وظایفی که در بلندمدت برای شما مفید خواهند بود را به‌طور کامل انجام دهید. شما باید بدانید که چگونه می‌توان وظایف را با عنوان «با ارزش» از دیگر کارها متمایز کرد [آن دسته از تعهداتی که در بلندمدت برای شما سودمند خواهند بود]، و وظایفی با عنوان [کم ارزش] و وظایفی که [اغلب ساده انجام می‌شوند اما مزایایی هم برای شما به همراه دارند].

به تعویق نیندازید

با اجتناب کردن از وظایف ناخوش‌آیندی که باب میلتان نیست، آن‌ها ناپدید و یا خودشان حل نمی‌شوند. همه وظایف ناخوش‌آیند را یک‌بار برای همیشه حل کنید و آن‌ها را در قالب یک پروژه به اتمام برسانید. بالاخره آن‌ها باید در یک یادداشت تلخ، به پایان برسند.

یک لیست تهیه کنید و انجامش بدهید. ما هرگز نمی‌توانیم  کاری را که باب طبعمان نیست و از آن لذت نمی‌بریم، درست انجام بدهیم؛ حتی اگر دیگران درباره‌ آن تعریف و تمجید کنند. این کارها را به لیستتان اضافه نکنید و حتی حذفشان کنید. هر لیستی باید به اندازه‌ای بلند باشد که شما بتوانید حجم کاری‌تان را در چشم‌انداز حفظ کنید؛ اما نه تا زمانی که احساس کنید همیشه، همه‌ی کارها را باید انجام دهید و درآن‌ها غرق شوید.

سعی کنید وظایف سخت و وحشت‌آور را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید. با این کار جنبه‌هایی از یک کار سخت را بین سایر کارهای دلپذیرتر حل می‌کنید.§       به برنامه‌هایتان احترام بگذارید. خیلی‌ها تهیه لیست و نوشتن برنامه‌هایشان را به منظور به نتیجه رسیدن کارها و اتفاق‌هایی که باید بیافتند، الزامی نمی‌بینند؛ از طرفی، ایجاد یک برنامه منظم، مطمئنن به شما کمک خواهد کرد تا کارها را به نحواحسن انجام دهید. با نوشتن برنامه‌هایتان، انجام وظایفی را که دوستشان ندارید و خارج از اولویتتان هستند را به روزهای دیگر از هفته موکول می‌کنید و با این کار از استرس خود کاسته و با خیال راحت به برنامه‌های دیگرتان می‌رسید.

پروژه‌های خود را پایان دهید

وظایفی که شروع کرده‌اید را کامل کنید. یک پروژه زمانی برای شما آموزنده‌ خواهد بود که آن را از ابتدا تا انتها انجام دهید. با انجام ۱۰ وظیفه کوچک مستقل از هم، حتی اگر هیچ‌وقت به آن بازنگردید، بسیار می‌آموزید.

گاهی ممکن است زمان انجام یک پروژه، احساس کنید که تلاشی بیش از حد برای به نتیجه رساندن آن انجام می‌دهید؛ و این اصلن کار درستی نیست. اگر پروژه در حال انجام، وقت زیادی از شما می‌گیرد، لازم است دوباره آن را بررسی کنید و مجدد برنامه‌هایتان را از نو بچینید؛ همان‌طور که در بالا هم به آن اشاره شد، طبقه‌بندی کارها با عناوینی هم‌چون [کم‌ارزش] و [باارزش]. اگر یک پروژه را از نیمه رها کنید، آیا چیزی یاد می‌گیرید؟ شما موظفید با صداقت، پروژه‌ و عملکردتان را تجزیه و تحلیل کنید و به محدودیت‌های خود آگاه شوید. اگر شروع کردن یک کار و به پایان نرساندن آن، عادت شما شده، این می‌تواند نشانه‌ای باشد برای بالازدن آستین‌هایتان و به پایان رساندن پروژه.

  مسئولیت‌پذیر باشید

آیا موفق هستید یا نه؟ به خاطر داشته باشید که یک تاجر باید مسئولیت اقداماتش را به‌عهده بگیرد. این کار درایت کارفرمایان را نشان می‌دهد؛ زیرا به طور آشکار قادر به انجام تمامی وظایف خود هستند. زمانی که بازخوردهای منفی حاصل شده از اشتباهاتتان را رد می‌کنید، به شما به چشم یک فرد غیر مسئول نگاه می‌کنند و این در دنیای کسب و کار به نفعتان نیست؛ زیرا روابطی که ساخته‌اید، تضعیف می‌شوند.

نظرات کاربران