چگونه به یک کارآفرین خوب تبدیل شویم؟/قسمت دوم

۱۸ بهمن ۱۳۹۷
336 بازدید

کاری را انجام دهید که مشتاقش هستید

 

سایت گروه جاوید– در چیزی وارد شوید که برایتان اهمیت دارد. زمانی که برای رسیدن به یک هدف مهم تلاش می‌کنید، شورو‌شوق به کمکتان می‌آید تا روزهای بی‌انگیزه‌گی را پشت‌سر بگذارید. پُرشور بودن، دلیلی بر این مورد نیست که شما هر روزِ هفته/۲۴ ساعت، سرگرم‌کننده خواهید بود، نگران نباشید، زندگی شما را درک می‌کند. همیشه تلاش‌های‌تان، باید شما را به هدف برساند و یا حداقل به آن نزدیکتان کند.

تعادل بین کار و تفریح را پیدا کنید. ایجاد تعادل بین کار و زندگی شخصی یکی از نکات ضروری برای کارفرمایان است. از سوی دیگر، همان‌طور که ممکن است شما انتظار داشته باشید، جاه‌طلبی‌های شما نیاز به کارکردنِ زیاد دارند. شوروشوق به شما برای کارکردن زیاد کمک می‌کند. درست همان زمانی که شما تا اواخر شب در محل کار هستید، انگیزه‌ی ماندن پیدا می‌کنید.

کارکردنِ بیش از حد و بدون اختصاص دادنِ وقت به استراحت، به هیچ‌وجه مؤثر نیست. محدودیت‌ها و روزهای پرکاری را نظم ببخشید تا انرژی بیشتری را ذخیره کنید.

شغلتان را با شخصی که هستید، اشتباه نگیرید. اگر می‌دانید که چگونه ممکن است از کار دور شوید، حتی اگر یک اشتیاق واقعی برای ماندن در آن در وجودتان دارید، ممکن است به اشتباه گامی به عقب بردارید. زندگی شخصی‌تان را با فعالیت‌هایی که برای کار انجام می‌دهید، اشتباه نگیرید.

 

کمال را فراموش کنید. هرچقدر بیشتر کار برایتان مهم باشد، سخت‌تر خواهد بود؛ اما درباره‌ی آن همیشه گفته‌اند: «دشمن زیبای شما» است. تمرکز را مرکز کارتان قرار دهید. به‌جای توجه بیش از حد بر روی ایجاد نمودار‌های کامل، سخنرانی‌ها و یا پایان‌نامه و اینکه ۱۰ ساله به آن دست پیدا کنید، روی یک پروژه‌ی بسیار خوب تمرکز کنید تا به خوبی انجامش دهید.

تعادل را در کارتان پیدا کنید. کارفرمایان، در درجه‌ی اول، کارکنانی هستند که می‌توانند کارشان را به‌طور مداوم انجام دهند، نه کارکنانی که کارهای بسیار خوب را خارج از موعد مقرر انجام می‌دهند.

 

خودتان را به جلو حرکت بدهید. درحالی‌که به‌سختی مشغول کارکردن هستید، از چیزهایِ مثبت درکارتان حرف بزنید. نکته‌هایی که باعث موفقیتتان بشود. سخنرانی درباره‌ی کارتان به شما این اجازه را می‌دهد که به‌طور جدی، از سوی مخاطبان مورد توجه قرار بگیرید. خودتان را به‌صورت جدی مطرح کنید.

اگر شما شروع به کسب‌وکار کرده‌اید، صحب کردن درمورد کسب و کارتان خیلی هم مهم نیست؛ همان‌طور که در مورد کسب‌وکارهای دیگر حرف می‌زنید. مهم، صحبت کردن در مورد آن به‌عنوان «شغل»تان است. حتی اگر در خانه کار می‌کنید، یک اتاق خاص می‌تواند «دفتر» شما باشد. البته شما این حق را دارید که این‌قدر جدی نباشید، اما پیشنهاد ما این است که تلاش‌های خود را بی‌اعتبار نکنید.

چگونه به یک کارآفرین خوب تبدیل شویم؟

مردم‌شناس باشید

 

پل‌ها را بسازید و بعد آن‌ها را خراب کنید. با تمام افرادی که ملاقات می‌کنید، با احترام، مؤدبانه و انسانی رفتار کنید. شما نمی‌دانید که ایجاد یک پیوند قوی، ممکن است شما را با شریک بعدی و یا سرمایه‌گذارهای بیشتر آشنا کند.

تنها زمانی که ضرورت وجود دارد، یک رابطه‌ی قطعی و محکم برقرار کنید. زمان‌هایی که تمایل به کم‌گذاشتن در کار دارید، در برابر این حس مقاومت کنید؛ و اگر این‌کار را کردید و کار را زودتراز موعد ترک کردید، موضوع را به رئیس خود اطلاع بدهید؛ درباره‌ِ‌ِ‌ی احساس واقعی‌تان حرف بزنید.

شبکه، به‌عنوان یک فرد، نه به‌عنوان یک محصول. شبکه، زمانی که با جزئیات همراه نیست، به‌نظر سطحی می‌رسد. این مطلب را درک کنید که توسعه‌ی شبکه‌ی شما، برای نفوذ به اکثر صنایع ضروری است، اما هرگز فراموش نکنید که شما با مردم ارتباط برقرار می‌کنید. با در نظر گرفتن یک رویکرد انسانی و یکپارچه کردن تعاملاتتان با دیگران، کسانی که در شبکه شما استخدام می‌شوند، بعد از این، رفتارتان را به یاد خواهند آورد. یک کارفرمای بالقوه، می تواند این‌طور فکر نکند که: «چه کسی رو برای پست ادیتوری خوب می‌بینم؟» یا، «چه پستی رو می‌تونم به ریچارد پیشنهاد بدم؟»

مطمئن باشد همه در صنعت شما، اهمیت شبکه را درک می‌کنند. خودتان را تنها کسی نبینید که برای فروش بیشتر تلاش می‌کند. خودارتقاء‌بخشی، عنصری جدایی‌ناپذیر از بازی است.

احساس را در روابط خود توسعه دهید. شما نه‌تنها به این مهارت برای تعامل روزانه با کارفرمایان و کارکنانتان نیاز دارید، بلکه می‌توانید از آن در مذاکراتتان هم بهره ببرید. مطالعات نشان داده که موفق‌ترین افراد در دنیای کسب‌وکار، کسانی هستند که نسبت به مهارت‌هایشان شناختی فوق‌العاده و روابط اجتماعی عالی دارند.

همیشه از کارها و ایده‌های دیگران قدردانی کنید.

گوش‌دادن را یاد بگیرید. شما باید با تکرار کلمات خود، درباره‌ی آنچه که دیگران می‌گویند، احساسشان را شناسایی کنید. شما باید درکشان کنید.

به دیگران خوب توجه کنید. احساسات، کلمات و زبان بدن دیگران را به‌طور جدی دنبال کنید.

افراد را به یک‌دیگر پیوند دهید. یک کارآفرینی خوب، حوزه‌ای است که از طریق آن، ارتباطات بین فردی شکل می‌گیرد. تلاش کنید تا محیطی برای متحد ساختن دیگران با هم ایجاد کنید. درباره‌ی همه با عدالت رفتار کنید و زمینه‌ی همکاری افراد را با یک دیگر به ‌وجود بیاورید.

هنگامی که دیگران برای حل اختلافشان به سراغ شما می‌آیند، نقش یک رهبر را به‌عهده بگیرید. به جای دخالت دادن خود به‌عنوان یک موافق یا مخالف، نقش یک واسطه را داشته باشید.

 

مشتریان خود را بشناسید. همکاران نزدیکتان و کارفرمایان، تنها گروهی از افرادی نیستند که شما مجبور هستید در حیطه‌ِ کاری با آن‌ها رابطه‌ِ‌ِ‌ِ‌ی محکمی برقرار کنید. بهترین روش برای ایجاد یک رابطه‌ِ‌ِ‌ی مناسب با آن‌هایی که دائم از فروشگاه شما دیدن می‌کنند، لذت بردن از کارتان است و استفاده از محصولاتتان به‌عنوان هدیه. زمانی که مشتری برای خرید یک محصول تصمیم می‌گیرد، اغلب، احساسات، نقش مهم‌‌تری را نسبت به قیمت، به خود اختصاص می‌دهند.

 

هوشمندانه استخدام کنید. کارمندان شما، سیستمی برای پشتیبانی شما خواهند بود و نقش مهمی را در موفقیت شما ایفا خواهند کرد. افراد قابل اعتمادی که خوب آموزش دیده‌اند را استخدام کنید تا ببینید که چگونه کارکنانتان با هم یک تیم تشکیل می‌دهند و به خوبی در کنار هم کار می‌کنند.

هرگز به این امید که کارکنانتان بتوانند به راحتی با هم کار کنند، از یک تیم همگن استفاده نکنید. انتخاب نقاط مختلف از نظر نوآوری و تجربه، دیدگاه منحصر‌به فردی را برای شرکت شما به ارمغان می‌آورد.

اگر قصد استفاده از نیروهایی را دارید که جزء دوستان یا اعضای خانواده‌تان هستند، مراقب باشید. اگر شناخت کافی از کار آن‌ها پیدا نکنید، ممکن است پیامدهای فاجعه‌‌باری برای شهرت شما داشته باشند. همیشه اطمینان حاصل کنید که افرادِ استخدام شده، صلاحیت ماندن در این موقعیت را دارند.

 

چگونه به یک کارآفرین خوب تبدیل شویم؟

کسب وکارتان را مدیریت کنید


زنده بمانید. به‌عنوان یک کارآفرین، اولین هدف خود را برای شروع یک کسب‌و‌کار جدید، زنده‌ماندن درنظر بگیرید. اگر شما کارتان را از ابتدا شروع می‌کنید، از تنظیم اهداف غیر‌واقعی اجتناب کنید.

هدف طبیعی و اجتماعی همه‌ِ‌ی شرکت‌ها، سود‌آوری است. هدف ممکن است متوسط باشد – درآمد کافی برای کمک به کسب و کار و زنده‌ماندن – و یا بزرگ – جذب سرمایه‌گذاران بیشتر و رضایت سهام‌داران – اما این مسئله درمورد هر کسب و کاری، در یک مقدار مشخص، درست و پاسخ‌گو است.

اگر شما، به‌عنوان مثال، بعد از تأسیس فروشگاه دستکش‌، دستکش‌هایتان را به همه‌ی کودکان فقیر در دنیا اهداء کنید، هرگز نمی‌توانید به هدف خود برسید. باید اول کار کنید و فروشگاه‌تان را رشد دهید و بعد بخشی از آن‌ها را صرف امور خیریه کنید. اهداف بلند‌مدت مهم هستند؛ اما آن‌ها نباید چیزی از اهمیت اهداف کوتاه‌مدت کم کنند.

روی آینده‌ِ‌‌تان سرمایه‌گذاری کنید. آیا تابه‌حال شنیده‌اید که برای برنده‌شدن، احتیاج به صرف پول دارید؟ عاقلانه است که صرف پول برایتان به‌صرفه باشد، اما این تنها به منظور توانایی جذب سرمایه‌ی بیشتر برای هزینه‌های بزرگ‌تر است. این هزینه‌ها می توانند حقوقی باشند که به متخصصانی می‌دهید که برایتان کار می‌کنند؛ می‌توانند اشتراک یک مجله‌ی تخصصی و یا کت و شلواری باشد که برای پوشیدن در شرکت و میان همکارانتان برای خود تهیه می‌کنید. هم‌چنان که برای موفقیت‌های آتی تلاش می‌کنید، برای موفقیت‌های فعلی، جشن بگیرید.

از صرف هزینه در فضاهای کاری‌یی که به آن‌ها نیازی ندارید و حتی اتوموبیل‌های اضافه‌ی شرکت، خودداری کنید. به این فکر نکنید که چیزهای زیبا، لُزومَن بی‌فایده هستند. در دنیای کسب‌وکار، تصور‌کردن، یک جنبه‌ِ مهم از موفقیت است؛ اما باید از سطحی نبودن آن اطمینان حاصل کنید. با داشتن یک فضای کاری بزرگ که شما قادر به پُر کردن آن نیستید و یا ناتوانید از پرداخت به‌موقعِ حقوق کارمندانتان – به دلایلی چون اجاره‌ی زیاد دفتر کارتان و یا هزینه‌های مربوط به ماشین‌های شرکتتان -، رقبایتان به سرعت ایده‌های خوب را از شرکت و کسب و کارتان برای خود خواهند کرد.

ریسک‌هایتان را اندازه بگیرید. هر کسب و کاری به منظور اینکه یک‌روزی به سودآوری می‌رسد، باید زنده بماند. همه‌ی شرکت‌ها باید چگونه ریسک‌کردن را یاد بگیرند. خروج از استانداردها، چه در موقعیتتان در شرکت و همین‌طور استاندارد‌هایی که از صنعتتان انتظار می‌رود، تقریبَن برای تضمین موفقیت هر بخشی که اشباع شده، ضروری است. کسب و کارتان را با خیال راحت برنامه‌ریزی کنید و تا حد ممکن خود را از ضررها محافظت کنید؛ اما همیشه آماده‌ِ‌ی کنار‌گذاشتن موانع باشید.

معرفی غیر‌منتظره. پیگیری ایده‌ای که هنوز نامشخص است، می‌تواند وحشتناک باشد. از ناشناخته‌ها نترس: ایده‌های بزرگ کم‌یاب‌اند؛ اما این هوش و توانایی شما را نشان می‌دهد که برای پیاده‌سازی یک ایده تلاش کنید.

شکست یک ایده، صرفَن به معنای بد بودن آن نیست: ممکن است که آن ایده، ایده‌ی خوبی باشد؛ ولی شما آن را به خوبی اجرا نکرده باشید. همه‌ِ‌ِی سعی‌تان را یک‌جا رها نکنید و یک‌دفعه به ابتدای مسیر بازنگردید. اگر شما در یک شرکت با دیگران مشارکت دارید، مسئولیت‌ها را به‌طور واضح مشخص کنید تا مشکل به راحتی حل شود.

 

شکست‌هایتان را درک کنید. حتی اگر آن‌ها بسیار ناخوش‌آیند باشند، این را درک کنید که شکست، به تعیین روش جدید و بازنگری در اهداف اشتباه، کمک می‌کند. هزگز از شکست خود شرمنده نباشید و آن‌ها را به‌عنوان فرصتی برای بازگشت قدرتمند به کارتان درنظر بگیرید. گاهی می‌توان هنگام مواجهه با اتفاقات غیرقابل‌تحمل، ناکامی‌ها و مشکلات، آن‌ها را مدیریت کرد. با این کار توانایی لازم برای موفقیت را افزایش داده و توسعه پیدا می‌کنید.

همان‌طور که هنری فورد گفته: «شکست، تنها فرصتی برای شروع دوباره‌ی هوشمندانه است.»

 

منبع:
مقاله‌ی: «Comment devenir un entrepreneur á succès» از سایت: www.fr.wikihow.com

نظرات کاربران